مسابقه دل نوشته برای پیامبر مهربانی

در روز سه شنبه مورخ ۸ دی ۱۳۹۴ ،سالروز میلاد رسول خاتم حضرت محمد صلوات الله علیه و امام صادق علیه السلام مسابقه دل نوشته ای برای پیامبر مهربانی توسط گروه یابش در گروه های تلگرامی Young Librarian 2.0 & Librarian 2.0  برگزار شد.

دل نوشته های منتخب :

دل نوشته شماره یک مربوط به خانم عاطفه عبدی

دل است دیگر…
گاهی هوس می‌کند!!!

هوسِ شب‌های مدینهالنبی…❤️
هوسِ نگاه‌های اشک‌آلود به گنبد خضرا…❤️
هوسِ دردودل با رسولِ مهربانی…❤️
هوسِ نشستن در حیاط چتری…❤️
هوسِ خنکای سنگ‌های مرمر آن مسجد حتی…❤️
هوسِ ایستادن پشت درب‌های بقیع و اشک ریختن و اشک ریختن و اشک ریختن…❤️
هوسِ سعیِ بین مسجدالنبی و بقیع…❤️
هوسِ…❤️

دل است دیگر…
گاهی می‌گیرد!!!

از بی‌مهری‌ها به رسولِ مهر و عاطفه…💔
از جنایت و خشونت و نامهربانی به اسمِ پیامبرِ مهربانی‌ها..💔
از تفرقه‌ی امت پیامبرِ حافظِ وحدت…💔
از بی‌اخلاقی‌ها نسبت به آن خلق عظیم…💔

دل است دیگر…
خیلی چیزها از خدا می‌خواهد!!!
ولی همه‌اش شاید خلاصه بشود در:

#عشق_محمد_و_آل_محمد در دنیا
و دستگیری‌شان در آخرت 🙏🙏🙏

دل نوشته شماره دو مربوط به جناب حسین حیدری

یا رسول الله!
کار از شکوه و شکایت گذشته است!
مطمئنیم که نظاره گری!
نظاره گر خون آشامانی که بنام شما سم شهادت بکامتان ریختند و ….!
و اکنون دنباله های آنان نه به هیچ کس رحم دارند و نه مروت!
هم آنان که سربریدن انسان ها برای بچه هایشان بازیست کودکانه!
آقای ما
در این غروب تمام خصلت های ستوده شده
ما را بخودمان وامگذار
و این خونخوار انسان نماهایی که نام دین شما را بسخره گرفتند
و زحمات و مرارت های شما را بدنیا فروشی هدر دادند
ای رسول مهربانی و عطوفت
فرزندان ایرانی شما دست بر قبضه ی شمشیر و بغض در گلو منتظر شهادتند
بر ایشان رحم مکن و دست انتقامت را از پرده ی انتقام برون آر
تشنه ی خونشان شده ایم ….ولی هنوز صبوریم و منتظر…..(۲۸ صفر۱۴۳۶)

 دل نوشته شماره سه مربوط به خانم سمانه مثنوی

میخواهم از تو بنویسم پیامبر مهربان ی ها…
چه نام زیبایی برایت برگزیدیم.پیامبر مهربانی ها یعنی پیام آورنده مهربانی…قطعا کسی که مهربانی می آورد خود نیز مهربان است.
پیامبر مهربانی ها می خوام از تو بگویم ولی نمیدانم چه بگویم…شرمنده أم پیامبرم که آنقدر تو را نمیشناسم که توصیفت کنم.پیامبرم مهربانی ها کردی در حق ما در حق امتت.
معجزه أت کتابت را برایمان به یادگار گذاشتی ولی ما چه کردیم با آن…تنها برای بدرقه مسافری و سفره آغاز سال نویی از آن گرد گرفتیم…معجزه ات را گذاشتی تا بخوانیم؛تدبر کنیم؛ و راه پیدا کنیم ولی ما تنها خواندیم و ختم گرفتیم و نگرفتیم پیامت را؛ نفهمیدیم رسالتت را و راه گم کردیم.معجزه ای به این بزرگی در دست داریم که اگر دیگر ادیان داشتند چه ها نمیکردند با این معجزه اما ما…
خجلم از خود که به نام مسلمان نام تو را یدک میکشم و آنقدر بیراهه رفتم و به نام تو و دینت تمام شد تا جایی که عظمتت و بزرگی ات را فراموش کردم و با اعمالم به ملحد و کافر اجازه توهین به ساحت مقدست را دادم و تنها مقابله ام چند روز تغییر عکس ابزارهایی بود که محصول آنان بود و من مسلمان با این ابزارها به چه بیراهه ها رفتم و ذره ای برای رساندن پیامت به عنوان یک مسلمان بهره نگرفتم.
پیامبرم خجلم از خود که تنها با چند تن یار و یک مسجد کوچک پیامت را به دنیای زمان رساندی و من مسلمان و میلیونها امثال من با هزاران مسجد و ابزار و ادعا چه کردیم برای رساندن پیامت و شناساندن رسالتت…
پیامبرم از همه عترت و هستی ات گذشتی برای امتت تا به روشنایی برسد و به حق … ولی ما چه کردیم؟ تنها چشم بر روی حقیقت بستیم و کورکورانه راه ظلمت پیش گرفتیم و نامت را یدک کشیدیم.خجلم پیامبرم…
خجلم پیامبرم ولی دوستت دارم.همه امتت دوستت دارند ولی راه گم کرده ایم پیامبر مهربانی ها… در ظلمت حجمه دشمن گرفتاریم و سردرگم… پیامبر مهربانی ها به بیراهه رفته ایم ولی دوستت داریم…
پیامبر مهربانی ها ما تورا راهت را دینت را کتابت را گم کرده ایم ولی تو امتت را گم نکرده ای و برکتت برای امتت همچنان پایدار است…
خجلم پیامبرم ولی…
دوستت دارم🍃💐🍃

و اما بقیه متن ها :

دل نوشته خانم معصومه اکبری : 

محمد عظمت نام تو به قدری است که همیشه افتخار کرده ام که پدرم همنام توست وقتی محبت و مهربانی پدرم را میبینم به یاد مهربانیت  با فاطمه می افتم واژه مهربانی با نام تو معنا پیدا کرده است. محمد برای من مساوی است با محبت و مهربانی و عشق به دختر

دل نوشته خانم فرزانه بهارلو : 

بردل عاشقان امروز م نقش بست چراکه مهر پروردگار رادرنقش نام تو سرود…
وامروز از حمدی که صورتگه عشق است ح را برگزید تا در نام تو حک کند…
وخدای باردیگر مستی عشق را به جهان اموخت که درنام تو م را سومین گزید ودر پایان دودمان انسان را به معراج سپرد تا که دال برپایان نامت نشست….
پس محمد را نقش بست تا بگوید تو مهرحمدمستی عشق جاودان الهی وابروی دودمان انسان هستی….
حضورت یعنی روشنی چشم جهان… قدم ،قدم… دستم رابگیر…. میدانی که جز عشق تو هیچ ندارم. ❤️

دل نوشته خانم آرزو بیات :

مهربانترین………….براستی مهربانی و محبت چه می کند با دلها . ای کاش الگوی مهربانی ام تو باشی……….. و چقدر دلگیرست وقتی مهربانیت را جور دیگری تفسیر میکنند……….

چقدر دنیای امروز تشنه یادگیری محبت از توست …..

دل نوشته خانم فاطمه ترابی :

🌹🌹🌹🌹واژگان قاصرند از وصف فخر عالمیان ،ستوده ادمیان،در وصف پرتو نور همان معراج را بس باشد ،چرا ک ملایک نیز ک مقرب درگاه چشمه نورند ،نرسیدند به اوجی ک فاصله اش تا گشایش پرده های غیب به اندازه کشش تیری از کمان باشد …🌹🌹🌹(استناد به سوره الرحمن و شرح واقعه معراج)

در باشگاه ستارگان ،درخششش بیش از همه بود،چرا ک یکی کلیم گشت و دیگری خلیل وان دگر روح الله و محمد حبیب خدا…
کیست در عالم ک به این مقام رسیده باشد ؟ایا او همان معنای تشهد سلام عبد و رسول حق نبود؟🌹🌹🌹

میلاد محمد ،مصطفی عالم وجود،فخر جبروت مبارک باد🌺

دل نوشته جناب میلاد روشنی :

در وصف محمد همان بس که از آدم به خاتم، از فرش به عرش و از عالم وجود به جبروت تنها خلاصه شده در فروتنی اش و فروتنی اش تنها در سلامی است ک ب کودکان کوچه های آشنای گذرش ب سمت اقامه صلاه عشق داشت..

دل نوشته خانم سیده فاطمه صادری :

سلام جد بزرگوارم .. این منظره اولین چیزی بود که امروز صبح از پنجره دیدم. گواهی میدهم که تو پیام آور خالق این زیبایی هستی…

photo_2015-12-29_14-44-01

دل نوشته خانم سمیه سلطانپور :

طعم شیرین

چهارده سال و سه ماه و پنج روز است که منتظر این روز هستم. نه، باید به این روز ها چهار سال دیگر هم اضافه کنم تا کوچولوی بابا بزرگ شود و بتوانم روی دوشم سوارش کنم. آن وقت وقتی برای اولین بار بلندش کردم و پاهایش را دو طرف گردم انداختم و دور حیاط دویدم برایش تعریف میکنم که این بازی را از چه کسی یاد گرفته ام. برایش میگویم که وقتی از در نیمه باز خانه دیدمش که چطور نوه هایش را روی دوشش سوار میکند و توی حیاط میدود، دل کوچک و پنج ساله ام لرزید و آرزو کردم ای کاش او پدر من بود. آرزو کردم ای کاش او پدر بزرگ من بود، آرزو کردم ای کاش او عمو یا دایی یا ….. آن لحظه فقط دلم می خواست بدانم چه لذتی دارد آن طور بالاتر از همه بدوی و همه چیز را از آن بالا تماشا کنی. دلم می خواست بدانم چه حسی دارد دست هایت را در هوا تکان بدهی و مطمئن باشی پاهایت را یکی محکم نگه داشته و نمی افتی. می خواهم برایش تعریف کنم که آرزویم بر آورده شد. برایش بگویم وقتی برای بچه های محله بازی جدیدی که دیده بودم را تعریف کردم، با هم نقشه کشیدیم و یک روز که به تنهایی راهی مسجد شده بود و هیچ کدام از یارانش کنارش نبودند دورش جمع شدیم و آنقدر برایش شیرین کاری انجام دادیم و خودمان رابرایش لوس کردیم و او مثل همیشه آنقدر سرمان دست کشید و به حرفهای ریز و درشت بچه گانه ی مان گوش داد تا جرئت کردیم و ازش خواستیم تا روی دوشش سوارمان کند. می خواهم برایش بگویم که لذتی که آنروز از سوار شدن بر دوش رسول الله چشیدم را میدانم نمی توانم برایش توصیف کنم و می دانم نمی توانم برایش بوجود بیاورم ولی دوست دارم بداند که این بازی شیرین ترین بازی تمام دوران زندگی ام بود.

سند داستان: بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۲۸۵
بازنویسی توسط: “سمیه سلطانپور”

دل نوشته جناب محمدحسن سلطانپور :

وقتی فکرش را میکنم که جهنم جاییست که تو نیستی و بهشت آنجاست که تو و دوستان تو خواهند بود، میفهمم بهتر است بهشت را بر جهنم ترجیح دهم.
آیا به راستی برخی دوست میدارند با فرعون و نمرود و برتری طلبان عالم هم گروه شوند؟ آنان را چه میشود که دوستی پیامبر را از دل خود خارج و جای آن را با نفرت پر میکنند؟ تا چه چیزی بدست آورند؟ آیا حق اینان نیست تا با آنچه بدست میآورند تنها گذاشته شوند؟

—————————————————–

من که تو را ندیدم و شاید هم این برایم در این دنیا بهتر بود. اما آن روز که دیدگان ما به جمال تو روشن شود، لحظه ای لبخند خود را روی من طولانی تر کن.

—————————————————-

شنیدم زمان قیامت خیلی طولانیه. میدونم در اون موقعیت سر شما هم خیلی شلوغه. اما یک بازی جدید یاد گرفتم که شاید خیلی طول نکشه. به هرحال وسط اون هم دادرسی و حساب کتاب، آدم خسته میشه و دلش یکم تفریح میخواد. اما بازیش اینطوریه که باید در حالی که به چهره ی همدیگه خیره شدیم، به همدیگه لبخند بزنیم و لبخندمون قطع نشه. هرگی زودتر خسته بشه، اون میبازه. من که تا اون روز حسابی تمرین میکنم، هرچند مطمئنم تو میبری…

دل نوشته جناب مهران محمدپور :

در وصف محمد همین بس که یک نفر بود اما تبدیل به چند نفر، چندصدنفر  و…. شد او دنیای بی کران رحمت، عطوفت ومهربانیست

دل نوشته خانم نازنین مؤمن زاده :

السلام علیک یا حضرت ماه ، کریم السجایا – جمیل الشیم –
نبی البرایا – شفیع الامم – امام رسل – پیشواى سبیل – امین خدا
(محمد امیـــــــــــــــــــــــــــــن)

پیامبرِمهربانی های عزیزم ، پیامبرِ امی عالِم به عالَم !(یتیمِ نَظَر کرده) که مبعوث گشتی، آورنده اولین کتابـــــــــــی (قرآن مقدس) ، هدایت گر…
با جمال منورت روشن ساختی جهانی تاریک را(که میان سنگ و خدا وقت انتخابشان بود)
سلاااام و صلوات می فرستم فراواااان( الهم صل علی محمد و آل محمد)
برا ی همه نیکو هستی مقامت را والاااا دیده ایم همگی . زیرا شناخت خدا را در شناخت نفس خود دیده ای، اما چرا هر دم لبیک گو،کم….. و گمراه راه آل محمددد….
یاورمان باش…
عید یعنی انسانی نو شویم .بخواه از خدای مان روزی مان را نو گرداند. (خدا، خدا و خدا ، آن خدای بی ‌مانند… همان که عصمت پرهیز از گناهت داد)همه چیزهای خوب را حتی خوش اخلاقی ،چراکه نماداخلاقی ، وگویند واضح ترین نشانه ی بی پیامبری یک انسان بداخلاقیست.
سفیر خداوند
خداحافظ مان باد

دل نوشته جناب محمد نعیم آبادی :

آقا میخواستم روز میلادتان را به مهدی صاحب الزمان تبریک بگویم و اینبار ملتمسانه بگویم کی می آیی؟
یا رسول الله به حد کافی جهان پر ظلم نشده است؟
آیا جنایتهایی که داعش و القاعده و طالبان و تکفیریها بنام دین شما میکنند آخر ظلم به شما نیست؟
یا رسول الله حتی شیعیان دوازده امامی و جعفری نیز مقابل همند. شیعه انگلیسی و … ظلم به شما نیست؟

عیدی ما را در این روز ظهور منجی قرار بده…

——————————————-

پایان دل نوشته ها…. اما هنوز باید نوشت…