آپتودیت چیست؟
مهمترین پایگاه اطلاعاتی بالينی، ویژه متخصصان پزشکی و بیماران با ۱۱ هزار مقاله، که با ۵ هزار متخصص از سراسر دنیا ویرایش میشوند. جديدترين اطلاعات مبتني بر شواهد را در اختيار قرار ميدهد. اين پايگاه یک سیستم پشتیبان تصمیمگیری بالینی است که به متخصصین بالینی سراسر جهان کمک می کند تا تصميم مناسب را در مورد تشخیص، درمان و مراقبت از بیمار بگیرند. همچنين محتوای آموزش به بيمار در اين پايگاه مي تواند بعنوان منبع اطلاعاتي معتبر براي بيماران در مديريت بيماري محسوب شود.( یابش)
پزشکی مبتنی بر شواهد چیست؟
“پزشکی مبتنی بر شواهد“(Evidence-based medicine) واژهای است که اغلب در محیط مراقبتهای بهداشتی امروزی با آن روبرو هستیم و عبارتست از استفاده و یا ترجمه یافتههای تحقیق در شیوههای مراقبت روزانه بیمار و در تصمیمگیری بالینی. این نوع عملکرد مستلزم ادغام بهترین شواهد موجود با دانش و تخصص بالینی است و نیازهای منحصر به فرد و ترجیحات شخصی بیماران را در نظر می گیرد. بنابراین در عملکرد مبتنی بر شواهد با کنار گذاشتن شیوه های قدیمی ارائه مراقبت و انتخاب روشهای موثر و معتبر علمی به برآوردن نیازهای فردی بیماران کمک شایانی می شود. به طور کلی هدف از پیادهسازی عملکرد مبتنی بر شواهد، استفاده از دانش فعلی و ارتباط آن با ترجیحات بیمار و تخصص بالینی برای استانداردسازی و بهبود فرآیندهای مراقبت در جهت درمان بیمار است. پزشکی مبتني بر شواهد مثل معدني است كه هر چه عمیقتر حفر شود دستاورد بیشتري خواهد داشت. ( یابش)
۵ پایگاه مهم پزشکی مبتنی بر شواهد:
- آپتودیت Uptodate معروفترین و مهمترین پایگاه در سطح جهان
- داینامد Dynamed یکی دیگر از پایگاه های جهانی جمع آوری منابع مبتنی بر شواهد که توسط شرکت ابسکو ارائه می شود
- داینامدکس Dynamedex + Dyna AI این پایگاه مجموعه ی مشترک داینامد و میکرومدکس است که یابش امکان بهره برداری از دستیار هوش مصنوعی داینامد را هم فراهم میکند.
- کاکرین لایبرری Cochrane Library از مهمترین پایگاه های سیستماتیک ریوو ها در پزشکی
- بست پرکتیس بی ام جی BMJ Best Practice از شرکت مشهور BMJ که رقیب داینامد و آپتودیت محسوب می شود.
بروزرسانی های منتهی به نوامبر ۲۰۲۵
مقدمه: این بخش، تعدادی از توصیههای جدید و/یا بهروزرسانیهای مشخص را که احتمال میدهیم روند معمول در عمل بالینی را تغییر دهند، برجسته میکند. «بهروزرسانیهای تغییردهندهٔ عمل بالینی» بر تغییراتی تمرکز دارند که ممکن است تأثیر قابل توجه و گستردهای بر عملکرد بالینی داشته باشند؛ از این رو، شامل تمام بهروزرسانیهایی که بر عمل بالینی اثر میگذارند نمیشوند. این بهروزرسانیها که بازتابدهندهٔ تغییرات مهم در UpToDate طی سال گذشته هستند، بهترتیب زمانی ارائه شده و در مرورهای موضوعی مربوطه با جزئیات بیشتری بحث شدهاند.
نفروولوژی و پرفشاری خون (نوامبر ۲۰۲۵)
مکملهای روغن ماهی برای بیماران تحت دیالیز نگهدارنده
● برای بیماران تحت دیالیز نگهدارنده، ما پیشنهاد میکنیم از مکملهای روغن ماهی برای پیشگیری از بروز یا عود رویدادهای قلبی–عروقی استفاده شود (درجه توصیه ۲B). با این حال، انجام کارآزماییهای بیشتر برای تأیید این فایده ضروری است.
بیماران دیالیزی در معرض خطر بالای ابتلا به بیماریها و مرگومیر قلبی–عروقی هستند. در یک کارآزمایی که بیش از ۱۲۰۰ بیمار تحت همودیالیز نگهدارنده بهطور تصادفی به دریافت مکمل روغن ماهی با دوز بالا یا دارونما اختصاص داده شدند، میزان رویدادهای جدی قلبی–عروقی (از جمله مرگ قلبی–عروقی، سکته قلبی غیرکشنده، سکته مغزی غیرکشنده و بیماری عروق محیطی منجر به قطع عضو) در گروه دریافتکننده روغن ماهی طی ۳.۵ سال پیگیری کمتر بود (۰.۳۱ در برابر ۰.۶۱ بهازای هر ۱۰۰۰ بیمار-روز) [۱]. میزان فایده در بیمارانی که سابقه بیماری قلبی–عروقی نداشتند (حدود دوسوم جمعیت مطالعه)، مشابه بیماران دارای سابقه بیماری بود. با این حال، روغن ماهی کاهش معناداری در مرگومیر کلی ایجاد نکرد. بر اساس این دادهها، ما اکنون مصرف مکملهای روغن ماهی را برای بیماران تحت دیالیز نگهدارنده پیشنهاد میکنیم. (نگاه کنید به: «پیشگیری ثانویه از بیماری قلبی–عروقی در بیماری کلیوی مرحلهٔ نهایی (دیالیز)»، بخش ‘روغن ماهی’.)
NEPHROLOGY AND HYPERTENSION (November 2025)
Fish oil supplements for patients on maintenance dialysis
●For patients on maintenance dialysis, we suggest fish oil supplements (Grade 2B) to prevent new and recurrent cardiovascular events. However, future trials to confirm benefit are warranted.
Patients on dialysis are at high risk of cardiovascular (CV) morbidity and mortality. In a trial in which over 1200 patients on maintenance hemodialysis were randomly assigned to either high-dose fish oil supplementation or placebo, the rate of serious CV events (ie, CV death, nonfatal myocardial infarction, nonfatal stroke, and peripheral vascular disease leading to amputation) was lower in the fish oil group during 3.5 years of follow-up (0.31 versus 0.61 per 1000 patient-days) [1]. The benefit in patients without a history of CV disease (approximately two-thirds of the study population) was similar to that in patients with such a history. However, fish oil did not lead to a statistically significant reduction in all-cause mortality. Based on these data, we now suggest fish oil supplements for patients on maintenance dialysis. (See “Secondary prevention of cardiovascular disease in end-stage kidney disease (dialysis)”, section on ‘Fish oil’.)
مراقبتهای اولیه (بزرگسالان) – اکتبر ۲۰۲۵
کلوپیدوگرل در مقایسه با آسپیرین برای پیشگیری ثانویه در بیماری کرونری مزمن
● برای بیمارانی که دچار بیماری کرونری مزمن هستند و طی ۱۲ ماه گذشته دچار سندرم حاد کرونری (ACS) نشدهاند یا تحت مداخله کرونری از راه پوست (PCI) قرار نگرفتهاند، ما درمان ضدپلاکتی طولانیمدت با کلوپیدوگرل را پیشنهاد میکنیم (درجه توصیه ۲C). آسپیرین نیز یک جایگزین قابل قبول است.
بهطور سنتی، آسپیرین پایه اصلی درمانهای ضدپلاکتی برای پیشگیری ثانویه طولانیمدت از بیماریهای قلبی–عروقی بوده است. با این حال، در یک متاآنالیز شامل هفت کارآزمایی تصادفیشده با حضور نزدیک به ۲۹ هزار بیمار مبتلا به بیماری عروق کرونر، میزان رویدادهای عمده قلبی–عروقی یا مغزی–عروقی در افرادی که کلوپیدوگرل دریافت کردند نسبت به دریافتکنندگان آسپیرین کمتر بود (۲.۶۱ در مقابل ۲.۹۹ در هر ۱۰۰ بیمار–سال) طی ۵.۵ سال پیگیری [۲]. هر دو گروه میزان مشابهی از خونریزی شدید، مرگ قلبی–عروقی و مرگومیر کلی داشتند. اگرچه بیشتر شرکتکنندگان با سندرم حاد کرونری مواجه شده و تحت PCI قرار گرفته بودند، اما حدود ۲۵ درصد از آنها تنها با درمان دارویی مدیریت شدند. بر اساس این یافتهها، اکنون درمان ضدپلاکتی طولانیمدت با کلوپیدوگرل را برای بیماران مبتلا به بیماری کرونری مزمن که طی ۱۲ ماه گذشته ACS یا PCI نداشتهاند پیشنهاد میکنیم؛ آسپیرین همچنان یک گزینه معقول باقی میماند. (نگاه کنید به: «آسپیرین و درمان ضدپلاکتی برای پیشگیری ثانویه از بیماری آترواسکلروتیک قلبی–عروقی»، بخش ‘بیماران با ASCVD مزمن’.)
PRIMARY CARE (ADULT) (October 2025)
Clopidogrel versus aspirin for secondary prevention of chronic coronary disease
●For patients with chronic coronary disease who have not had acute coronary syndrome or percutaneous coronary intervention in the past 12 months, we suggest long-term antiplatelet therapy with clopidogrel (Grade 2C). Aspirin is a reasonable alternative.
Aspirin has traditionally been the mainstay of antiplatelet therapy for the long-term secondary prevention of cardiovascular disease. However, in a meta-analysis of seven randomized trials that included almost 29,000 patients with established coronary artery disease, rates of major adverse cardiovascular or cerebrovascular events were lower in those receiving clopidogrel than in those receiving aspirin (2.61 versus 2.99 per 100 patient-years) at 5.5 years of follow-up [2]. Both groups experienced similar rates of major bleeding, cardiovascular death, and all-cause mortality. Although most participants had presented with acute coronary syndrome (ACS) and undergone percutaneous coronary intervention (PCI), approximately 25 percent were managed with medical therapy alone. Based on these findings, we now suggest long-term platelet therapy with clopidogrel in patients with chronic coronary disease who have not had ACS or PCI in the past 12 months; aspirin remains a reasonable alternative. (See “Aspirin and antiplatelet therapy for the secondary prevention of atherosclerotic cardiovascular disease”, section on ‘Patients with chronic ASCVD’.)
گاستروانترولوژی و هپاتولوژی (اوت ۲۰۲۵، اصلاحشده در سپتامبر ۲۰۲۵)
سمّاگلوبتاید در استئاتوهپاتیت مرتبط با اختلال متابولیک (MASH)
● برای بیمارانی که دچار استئاتوهپاتیت مرتبط با اختلال متابولیک (MASH) با فیبروز مرحلهٔ ۲ یا بالاتر هستند و با تغییرات سبک زندگی بهتنهایی به اهداف کاهش وزن خود نمیرسند، ما درمانهای مبتنی بر GLP-1 را برای درمان MASH پیشنهاد میکنیم (درجه توصیه ۲C).
درمانهای مبتنی بر پپتید شبهگلوکاگون-۱ (GLP-1) بهطور گسترده برای درمان چاقی استفاده میشوند و التهاب کبدی را در بیماران مبتلا به MASH بهبود میبخشند. دادههای جدید نشان میدهد که یک آگونیست گیرنده GLP-1 میتواند فیبروز کبد را نیز بهبود دهد [۳]. در یک تحلیل میانمرحله از یک کارآزمایی تصادفیسازی و کنترلشده شامل ۸۰۰ بیمار مبتلا به MASH با فیبروز مرحله ۲ یا ۳، داروی سمّاگلوبتاید طی ۷۲ هفته فیبروز کبدی را در مقایسه با دارونما بهبود داد (۳۷ درصد در برابر ۲۲ درصد) و همچنین موجب برطرف شدن استئاتوهپاتیت شد. این دادهها از پیشنهاد ما برای استفاده از درمانهای مبتنی بر GLP-1 در بیماران مبتلا به MASH حمایت میکند. در اوت ۲۰۲۵، سازمان غذا و داروی آمریکا سمّاگلوبتاید را برای درمان MASH تأیید کرد [۴]. (نگاه کنید به: «مدیریت بیماری کبد چرب مرتبط با اختلال متابولیک در بزرگسالان»، بخش ‘درمانهای مبتنی بر GLP-1’.)
GASTROENTEROLOGY AND HEPATOLOGY (August 2025, Modified September 2025)
Semaglutide in metabolic dysfunction-associated steatohepatitis
●For patients with metabolic dysfunction-associated steatohepatitis (MASH) and stage ≥۲ fibrosis who do not achieve their weight loss goals with lifestyle interventions alone, we suggest GLP-1-based therapy for treatment of MASH (Grade 2C).
Glucagon-like peptide-1 (GLP-1)-based therapies are widely used to treat obesity, and they improve liver inflammation in metabolic dysfunction-associated steatohepatitis (MASH). New data show that a GLP-1 receptor agonist can also improve fibrosis [3]. In an interim analysis of a randomized controlled trial including 800 patients with MASH and stage 2 or 3 fibrosis, the GLP-1 agonist semaglutide for 72 weeks improved liver fibrosis compared with placebo (37 versus 22 percent) and resolved steatohepatitis. These data support our suggestion to use GLP-1-based therapies in patients with MASH. In August 2025, the US Food and Drug Administration approved semaglutide for treatment of MASH [4]. (See “Management of metabolic dysfunction-associated steatotic liver disease (nonalcoholic fatty liver disease) in adults”, section on ‘GLP-1-based therapies’.)
پزشکی ریه و مراقبتهای ویژه (سپتامبر ۲۰۲۵)
برنسوکاتیب برای برونشکتازی با تشدیدهای مکرر
● برای بیمارانی که به برونشکتازی مبتلا هستند و با وجود یک دوره درمان آنتیبیوتیکی (مانند ماکرولیدها یا آنتیبیوتیکهای استنشاقی ضدسودوموناس) در یک سال دو بار یا بیشتر دچار تشدید میشوند، یا بیمارانی که قادر به تحمل درمان آنتیبیوتیکی مداوم نیستند، ما افزودن برنسوکاتیب را پیشنهاد میکنیم (درجه توصیه ۲B).
برنسوکاتیب یک درمان خوراکی جدید برای برونشکتازی است که فعالسازی الاستازهای نوتروفیلی را مهار میکند. در یک کارآزمایی تصادفی جدید که در آن ۱۷۲۱ بیمار با حداقل دو تشدید برونشکتازی در سال گذشته به دریافت روزانه ۱۰ یا ۲۵ میلیگرم برنسوکاتیب یا دارونما به مدت ۵۲ هفته اختصاص داده شدند، برنسوکاتیب (در هر دو دوز) نرخ سالانه تشدیدها را ۲۰ درصد کاهش داد و نسبت بیمارانی را که بدون تشدید باقی ماندند افزایش داد (۴۸.۵ درصد در مقابل ۴۰ درصد) [۵]. برنسوکاتیب از نظر تحملپذیری مناسب بود و شایعترین عارضه جانبی آن هیپرکراتوز خفیف تا متوسط بود که در ۱.۴ تا ۳ درصد بیماران رخ داد. این دارو در ایالات متحده برای برونشکتازی غیرمرتبط با فیبروز سیستیک در افراد بالای ۱۲ سال تأیید شده است. ما استفاده از برنسوکاتیب را بهعنوان درمان اضافه برای بیمارانی پیشنهاد میکنیم که با وجود مصرف ماکرولید استنشاقی یا آنتیبیوتیک ضدسودوموناس همچنان دچار تشدید میشوند. (نگاه کنید به: «برونشکتازی در بزرگسالان: حفظ سلامت ریه»، بخش ‘مهارکنندههای الاستاز’.)
PULMONARY AND CRITICAL CARE MEDICINE (September 2025)
Brensocatib for bronchiectasis with frequent exacerbations
●For patients with bronchiectasis who have two or more exacerbations in a year despite a trial of antibiotic therapy (eg, macrolide, antipseudomonal inhaled antibiotic), or for those who cannot tolerate ongoing antibiotic therapy, we suggest the addition of brensocatib (Grade 2B).
Brensocatib is a new oral therapy for bronchiectasis that inhibits activation of neutrophil elastases. In a new randomized trial in which 1721 patients with at least two bronchiectasis exacerbations in the prior year were assigned to brensocatib 10 mg or 25 mg daily or placebo for 52 weeks, brensocatib (either dose) reduced annual exacerbation rates by 20 percent and increased the proportion of patients who remained exacerbation-free (48.5 versus 40 percent) [5]. Brensocatib was well tolerated, with mild to moderate hyperkeratosis as the most frequent side effect, occurring in 1.4 to 3 percent of patients. Brensocatib was approved in the United States for non-cystic fibrosis bronchiectasis in individuals >12 years. We suggest brensocatib as add-on therapy in those who continue to have exacerbations despite an inhaled macrolide or antipseudomonal antibiotic. (See “Bronchiectasis in adults: Maintaining lung health”, section on ‘Elastase inhibitors’.)
انکولوژی (اوت ۲۰۲۵، اصلاحشده در سپتامبر ۲۰۲۵)
آسپیرین برای سرطان کولورکتال مرحله I تا III با جهش PIK3CA
● برای بیمارانی که سرطان کولورکتال مرحله I تا III دارند و دارای جهش سوماتیک (توموری) در ژن phosphatidylinositol-4,5-bisphosphate 3-kinase catalytic subunit alpha (PIK3CA) هستند و جراحی را کامل کردهاند، ما مصرف آسپیرین (درجه توصیه ۲C) با دوز ۱۶۰ میلیگرم خوراکی روزانه به مدت سه سال را پیشنهاد میکنیم.
در بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال مرحله I تا III که درمان شدهاند و دارای جهش سوماتیک PIK3CA هستند، مطالعاتی در حال بررسی فواید آسپیرین میباشند. در یک کارآزمایی تصادفی و کنترلشده با دارونما شامل بیش از ۶۰۰ بیمار مبتلا به سرطان کولورکتال مرحله I تا III با جهش PIK3CA که جراحی را تکمیل کرده بودند، مصرف آسپیرین با دوز پایین (۱۶۰ میلیگرم روزانه) به مدت سه سال، میزان عود را کاهش داد (نسبت خطر ۰.۴۵؛ ۸ درصد در مقابل ۱۴ درصد در بیماران با جهشهای اگزون ۹ یا ۲۰ ژن PIK3CA) [۶]. در میان بیمارانی که سایر تغییرات مسیر PI3K را داشتند، آسپیرین موجب کاهش میزان عود (۸ درصد در مقابل ۱۷ درصد) و بهبود بقای بدون بیماری سهساله شد (۸۹ درصد در مقابل ۷۹ درصد). بر اساس این یافتهها، برای بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال مرحله I تا III که جراحی را کامل کرده و دارای جهش سوماتیک PIK3CA هستند، ما اکنون مصرف آسپیرین با دوز پایین را به مدت سه سال پیشنهاد میکنیم. (نگاه کنید به: «درمان کمکی برای سرطان کولورکتال غیرمتاستاتیک درمانشده: آسپیرین، NSAIDها و ویتامین D»، بخش ‘جهشهای PIK3CA’.)
ONCOLOGY (August 2025, Modified September 2025)
Aspirin for stage I to III PIK3CA-mutated colorectal cancer
●For patients with stage I to III colorectal cancer and a somatic (tumoral) phosphatidylinositol-4,5-bisphosphate 3-kinase catalytic subunit alpha (PIK3CA) mutation who have completed surgery, we suggest aspirin (Grade 2C), at a dose of 160 mg orally daily, to be continued for three years.
For patients with treated stage I to III colorectal cancer (CRC) and a somatic (tumoral) phosphatidylinositol-4,5-bisphosphate 3-kinase catalytic subunit alpha (PIK3CA)mutation, studies are evaluating the benefits of aspirin. In a placebo-controlled randomized trial of over 600 patients with stage I to III PIK3CA-mutated colorectal cancer who completed surgery, low-dose aspirin (160 mg daily) for three years reduced the recurrence rate (hazard ratio 0.45; 8 versus 14 percent for those with PIK3CA mutations in exon 9 or 20) [6]. Among those with other PI3K pathway alterations, it reduced recurrence rates (8 versus 17 percent) and improved three-year disease-free survival (89 versus 79 percent). For patients with stage I to III CRC who complete surgery and have a somatic PIK3CA mutation, we now suggest low-dose aspirin, to be continued for three years. (See “Adjunctive therapy for non-metastatic treated colorectal cancer: Aspirin, NSAIDs, and vitamin D”, section on ‘PIK3CA mutations’.)
دسترسی به آپتودیت
از آنجا که اکانت های مستقیم آپتودیت جدیدا دچار بسته شدن توسط وب سایت رسمی آن می شوند، یابش راه حل بسیار مطمئن و جایگزین آن را ارائه داده است که استفاده از وب پروکسی کاملا به روز، سریع و بدون ریسک دسترسی را، از طریق وب پروکسی فراهم میکند. از آنجا که آپتودیت علاوه بر نسخه ی پایه دو بخش پثویز و … را هم ارائه میدهد شما می توانید در صورت نیاز به آن فیچرها، هر کدام را با هزینه ی بسیار مناسب از یابش تهیه کنید. علاوه بر این محصول دیگر بسیار مهم آپتودیت به نام لکسی دراگ نیز توسط یابش تأمین می شود.
مطالب مرتبط









